الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
44
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
ترجمه : ( تنبيهات مبحث قطع ) تنبيه اوّل [ قاطع در عمل به قطعش به بيشتر از ادلهاى كه اثباتكننده احكام مقطوعش هستند نيازى ندارد ] 1 - دانستى كه ، قاطع در عمل به قطعش به بيشتر از ادلهاى كه اثباتكننده احكام مقطوعش هستند نيازى ندارد در نتيجه : دليل مزبور را كبرى براى صغرائى كه بدان قطع پيدا نموده ( يعنى : مقطوعش ) قرار مىدهد و به نتيجه قطع پيدا مىكند . مثلا : وقتى به خمر بودن مايعى قطع پيدا نمايد و دليل هم دلالت نمايد كه حكم خمر ذاتا حرمت است پس به حرام بودن آن مايع قطع حاصل مىكند . 2 - لكن ، فعلا سخن در اين است كه آيا قطع قاطع از جانب شارع در حقّ وى حجّت است يا نه ؟ هرچند مخالف با واقع باشد و در صورت مخالفت با آن ( قطع ) مؤاخذه مىشود ؟ يا اين كه در صورتى اين قطع بر او حجّت است كه موافق با واقع باشد ؟ يعنى : اگر ( مكلّف قاطع ) خمر واقعى را آشاميد درحالىكه علم به شراب بودن آن دارد آيا عقاب مىشود ؟ در مقابل كسى كه از روى جهل آن را مىنوشد ؟ يا اينكه مؤاخذه مىشود ( قاطع ) به خاطر شرب و نوشيدن چيزى كه به خمر بودنش قطع داشته ، اگرچه در واقع خمر نباشد . 3 - ظاهر كلمات علما در بعضى موارد اتفاق نظر بر حكم اوّل است ( يعنى : عقاب بر مخالفت قطع هرچند مطابق واقع نباشد ) . همانطور كه ( اين امر ) ظاهر مىگردد از ادعاى اجماع جمعى از علما بر اينكه ، اگر كسى به تنگ بودن وقت گمان داشته باشد معذلك نمازش را به تأخير بيندازد معصيت كرده هرچند معلوم شود كه وقت باقى است . و اما تعبير ايشان ( مشهور ) به ظنّ ضيق به جهت بيان فرد ضعيف از رجحان ( يعنى ظن ) است پس ( عقاب ) ، بالاولى شامل قطع به ضيق مىشود . 4 - بله از نهايهء ( علّامه ) و شيخ بهائى ؛ توقّف در تحقّق معصيت حكايت شده است ، بلكه ( علامه حلى در تذكر فرموده است كه : اگر كسى به تنگى وقت گمان داشته باشد و نمازش را به تاخير اندازد گناه كرده است البته اگر گمانش ادامه يافته ( و كشف خلاف نشود ) و اگر خلاف آن ( ضيق وقت ) كشف شود ، گناه نكرده است . سيد مجاهد در كتاب مفاتيح الاصول عدم تحقق عصيان را اقرب دانسته است . 5 - و به حسب ظاهر ميان مشهور در اينكه پيمودن راه مظنون الخطر يا مقطوع الخطر معصيت است خلافى نيست اتمام نماز در آن ( سفر يا مقطوع الخطر ) لازم است هرچند بعد از انكشاف نبود ضرر در آن سفر باشد .